خسته شده ام،
از این دور باطل...
که می روم از خودم و می روم و می روم
و باز هم می رسم به خودم.

پناهی، جرعه آبی، تکه نانی...
برای این خسته
داری؟

دل در جزیره ی متروکه ی خویشتن م، تک و تنها دارد که می میرد. قایقی!...

انا لله و انا الیه راجعون...

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 2:18 توسط عاشقی گاه گاه |